هفت

دارم به این فکر میکنم برای ترم های بعدی چه روشی رو دنبال کنم تا نمراتم بهتر و بهتر بشه ، فکر کنم هنوز نفهمیدم چطوری باید درس بخونم


بعد دارم فکر میکنم که بین دو ترم چه کارایی حالمو خوب میکنه ، مثلا میخوام چند تا کتاب خوب بخونم ولی نمیدونم چی بخونم ، بعد میخوام یه کلاس متفرقه برم ولی بازم نمیدونم چی ، دقیق نمیدونم چه کار کنم فقط میدونم باید حالم رو بهتر کنم

میتونید اگه میتونید کمک کنید و راهکار بدید


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دختر بلوری

شش

هدف درس خوندن چیه؟

نمیدونم... 

شاید تنها بهونه ی درس خوندن ام اینه که به یه هدفی برسم... 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دختر بلوری

پنج

روزی چند بار برنامه ریزی میکنم که درس بخونم ته تهش چند صفحه شو میخونم

آخه من چه کار کنم که استرس ندارم؟ قرص یا آمپول استرس زا نمیشناسین تزریق کنم ؟

شماهم اینطورین یا من فقط این شکلیم؟

راه کار مناسب چی تو آستین تون دارین؟

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
دختر بلوری

چهار

 

باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ


گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ


این درگه ما درگه نومیدی نیست


صد بار اگر توبه شکستی باز آ

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
دختر بلوری

سه

با همه ی دلشوره ای که دارم همچنان آرامم
 از آینده و اتفاقاتش بی خبرم 
اما انگار دلم کمی قرص است
 کمی مطمئن  
شاید دلم چیزی میداند که عقلم به آن قد نمیدهد
شاید اتفاقات آینده زیباتر از الان است که هنوز محکم قدم برمیدارم
میدانم همین روز ها قرار است اتفاقات جدیدی بیفتد 
اتفاقات مهم و تعیین کننده ای
از روزهای نفس گیر امتحان گرفته تا

تا آنجا که برایش دلهره دارم و کمی ترس خوب 

با خودم قرار گذاشته ام به زودی چند تا کتاب بخوانم 
باید پیام های یک گروهی را هم بخوانم و نکته هایش را یادداشت کنم تا بیشتر یادم بماند

باید کمی بیشتر خودم باشم
همان خودی که خدایی تر است 
همان رود آرامی که مطمئن به دل دریا میزند
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دختر بلوری

دو

هر روز دارم با یه سری سوتفاهم ها مواجه میشم 


یه سری شباهت ها وجود داره که بیشتر باعث میشه سوتفاهم پیش بیاد


با کسی هم نمیشه در موردش حرف زد ، چون شاید بقیه فکر کنند نیاز  به بستری داشته باشی 


هیچ وقت نمیشه همه ی حرف ها رو به یه نفر زد ، حتی ممکنه برای اون هم کم کم سوتفاهم پیش بیاد یا هر چیز دیگه ای 


هیچ وقت یه دوست صمیمی ثابت نداشتم ، دیگه پیدا کردن یه دوست خوب خیلی سخته چه برسه به اینکه بخوای باهاش صمیمی هم بشی 

اما خب من سعی کردم زیاد دوست پیدا کنم ؛ ویژگی های شخصیتیم اینطور بهم میگه باید باشم


 مطمئناً هر کسی توی زندگیش یه سری اتفاقات براش پیش میاد که وسط اونا خواسته یا ناخواسته قرار میگیره و فقط گذر زمان هست که میتونه اونا رو با خودش ببره


در گیری های ذهنی هم خیلی آدم رو میتونه برنجونه


خیلی دلم میخواد بیشتر واسه نوشتن وقت بزارم ، اما اینقدر سرم شلوغه 

به برنامه ریزی هام زیاد نمیرسم ، امتحان ها هم که زمانش خیلی کمه ، تند و سریع هم زیاد نمیتونم یه مطلب هم رو بخونم حداقل باید دو سه بار از روش بخونم تا ببینم چی داره میگه 


دوست دارم پراکنده بنویسم تا یادم نره چی میخواستم بگم ، معمولا اینطوریم که اول هر چی به ذهنم میرسه رو مینویسم و بعد برمیگردم بهش انسجام میدم 

اما خب الان وقتم کمه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دختر بلوری

یک

هیچ چیز به اندازه ی گریه نمی تونه حالم رو خوب کنه
نوشتن هم که آدم رو سبک میکنه 
حالا اگه با هم قاطی بشه وای که دیگه چی میشه 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دختر بلوری

زمستونت مبارک

❄❄❄❄❄❄❄❄❄ 

زمستون از ره رسید.. سردت شد خبرم کن تا بیام واست بسوزم رفیق.

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دختر بلوری

ابتدای سخن

 

تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی


تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دختر بلوری